کاش...
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠  
امروز
و همه روزهای دیگر
باز هم من و این تنهایی
و من و این پنجره که رو به هیچ کجایی باز نمیشود
و این خیالهای همیشگی که مرا به هیچ کجایی نمیبرند
و تو...
و تو که نا معلوم و مبهم
در پیچ و خم خاطرات روزهای منی
امروز هم
یاد تو اینجا
توی فضای خیالات من پیچیده
و مرا پیچیده تر از همیشه میکند
و تو آن طرف این درهای بسته
آن طرف این پنجره
آن طرف آزادیهای پر شکسته من
مرا پریشان تر از همیشه رها کرده ای
کاش...
این کاش ها...
آن آرزوها...
کاش تو هم آرزوی مرا داشتی...




 
سنگ شده ام
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠  
سنگ شده ام گویا
از پس سالها صبوری و سکوت
از پس سالها بغض را فرو خوردن و اشک را پنهان کردن
از پس سالها درد کشیدن و دم نزدن
سنگ شده ام گویا
انقدر که حتی رفتنت نه در باورم می آید
نه بغض میکنم نه اشک میریزم
آری، حتما سنگ شده ام

 

همین الان شنیدم صمیمی ترین و عزیزترین دوستم بر اثر پارگی مویرگ مغزش فوت شده، نه اشکم میاد، نه گریه میکنم!!! حتما سنگ شده ام...



 
گمشده
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠  
دلم برای خودم تنگ شده
چند وقتی میشود خودم را ندیده ام
با خودم حرف نزده ام
حبس شده ام
توی چهار دیواری سرد این اتاق
قفل شده ام
به این زنجیرهای خستگی
نشسته ام
پشت این پنجره که هیچ آفتابی ندارد
خیره میشوم به این آسمان بی مهتاب
و به رهگذران بی تفاوت قلبم میگویم
اگر مرا دیدید
سلام دلتنگیهایم را به کسی برسانید
که من سالهاست گمش کرده ام....



 
بهارانه
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩  

 

چون بهاران خرم
همچو باران جاری
مثل گلها خندان
همچو چشمه جوشان
گرم چون خورشید
سبز چون جنگل
پر طراوت زیبا
لبتان پر خنده
دلتان پر شادی
زندگیتان پرمهر
عشقتان پابرجا
سفره تان رنگین باد
 عیدتان شیرین باد

جشن باستانی نوروز و فرا رسیدن بهاری دیگر را به همه دوستان خوبم تبریک میگم و برای همه شما عزیزان بهترین ها را آرزو دارم. 

همیشه سبز و بهاری باشید.

 



 
روزت مبارک
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩  
تقدیم به تمام زنانی که در طول تاریخ، زن بودنشان را با مقاومت، شهامت، نجابت، صبر، ایثار و سکوت ممتدشان بر دوش کشیدند تا مردانشان پله های معراج را آسان تر بپیمایند.  
و خداوند تو را زن آفرید تا مردش بهانه ایی داشته باشد برای تمام غفلتها و اشتباهاتش، از همان روزنخست که گناه خوردن سیب را به گردن وسوسه های تو انداخت و تو را فریبنده و مکار نامید.
و اما برای تو که لطیف تر از باران باریدی و سخت تر از سنگ ایستادی، تو که از جنس بلورین بودی و نشکستی، تو که سکوتت از هزاران فریاد بلند تر است و لبخندت از هزاران واژه پر معنا تر. تو که هم عاشقی و هم معشوق و هم خالقی و هم مخلوق. برای تو که بهشت را زیر پایت می گسترانند و کودکت را از آغوشت می ربایند. برای توکه مادری فداکار، دختری دلسوز، همسری نجیب  و خواهری غمخوار بودی  ولی تو را ندیدند که نخواستند ببینند. و در نهایت برای تو که زن بودی و هستی و زنانگی ات را تا ابد فریاد خواهی زد. نه امروز که تمام روزهای دنیا برایت مبارک باد.


 
← صفحه بعد